حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

36

تاريخ قم ( فارسي )

روان شد سيلى عظيم برسيد و آن سراها و كوشكها مجموع با سراى محمد بن اليسع بن حمزه كه اليوم معروفست بسراى حمولى الآبى خراب شدند و ايشان را در شهر مثل آن سراها و كوشكها بودند و در آن ساكن ميگشتند يكى از دو طرف وادى از جانب شهر سراى و بستان ولدِ دولت و جوسق و سراى سهل بن على بن سهل و جوسق محمد بن سهل در درب و محلَّت ولد حمزة بن اليسع و بسيارى از سراها و منظرها ازين سراى تا قنطرهء بكجه آنجا كه مسجد جامع است بودند و پس از آن جوسق ابن عبدويه بن عامر و سراها و كوشكها و بساتين از كوشك عبدويه تا آنجا كه حدّ قهيان و درب نضر است و بر آن طرف كه فرا پيش كميدانست كوشكى و بستانى كه معروفند بداود حمّال بودند ، مقابل قنطره سهلويه و سراها و كوشكها از آنجا و از درب جابر تا برابر قنطره بكجه بسيارى بوده‌اند و اربابان و خداوندان آن را ياد نكرده‌اند پس از آن سراى يحيى بن على جدّ ابى سهل بن ابى طاهر بود مقابل اين پل يعنى پل بكجه و سراها و بستانها و كوشكهاى ديگر تا كوشك و بستان حمّاد بن نضر و جوسق آل طلحه برمله و سراها و بستانها و كوشكهاى ديگر كه خداوندان آن را نمىشناسند و نميدانند و بيشترين آن مندرس و منهدم شده‌اند تا آنجا كه سر باغاتست و آنجا نيز جوسق مزاحم است و كوشكها و منظرهاى ديگر و بر نهر طبشقوران آنجا كه درب حسن بن على است بر باغات بدين كوشكها و منظرها بركهء كه بابى الهيجا و ابن الطبرى و حسن بن على و برادر او متكهء بن عالى و ولد ابى خالد كه منسوبند با بنين و ولد آدم بن عبد الله مشهور و معروف بوده و آنجا منازل بسيار بوده‌اند كه مردم در آن فرود آمده‌اند پس از آن خراب شده‌اند و باغات بر آن ساخته و الله اعلم بالصّواب ، فصل چهارم از باب اوّل در ياد كردن اوّل مسجدى كه بقم بنا نهادند و منبر در آن نصب كردند تا آنگاه كه مسجد جامع بقم بنا نهادند و منبر از آن به مسجد جامع نقل كردند و در ياد كردن سراهاى خراج و دار الضّرب و سراهاى حاكمان و زندانها كه بقم بوده‌اند و غيره ،